
قصرنیوز: گزارشهای رسیده از گیلانغرب حاکسیت روز گذشته پیکر محمد جواد پرنداخ دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پلیمر دانشگاه صنعتی اصفهان که در وقایع اعتراضی اخیر در آن شهرستان به شهادت رسیده بود در زادگاهش گیلانغرب در میان حزن واندوه خانواده دوستان ومردم آن شهرستان تشییع وبخاک سپرده شد .بنا بر اخبار تائيد نشده نامبرده در يكی از تجمعات اعتراضی در شهر اصفهان دستگير و پس از مدتی جنازه وی در پزشكی قانونی اصفهان مورد شناسايی خانواده قرار گرفته است.
روز 30 تير ماه كه مصادف بود با روز مبعث پيامبر جنايتكاران رژيم آخوندي عيدي مردم كرد را دادند.ديروز بعد از ظهر حدود ساعت 7 كه روز تعطيل نيز بود مردم شاهد دلخراشترين و هولناك ترين صحنه هاي ضد يشري عليه مردم كرد در شهر اروميه بودند...
ادامه مطلب








محمد هادی صادقی در گفتگو با خبرنگار مهر با تایید استعفای خود گفت: در حال حاضر نمی توانم در این باره صحبت کنم و در زمانی دیگری دلایل خود را عنوان می کنم.
امتحانات دانشگاه شیراز نیز لغو و به زمان دیگری موکول شده است. هنوز درباره برگزاری امتحانات این دانشگاه تصمیم گیری نشده است.
خبرگزاري فارس: عصر امروز تعدادي از اراذل و اوباش به بهانه حمايت از يك كانديداي ناكام انتخاباتي به تخريب اموال عمومي و ضرب و شتم مردم پرداختند.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس از سطح تهران، تعدادي از اراذل و اوباش كه به صورت تشكيلاتي و سازماني داده شده به خيابانها و ميادين تهران آمدهاند، با سر دادن شعارهاي سخيف و مستهجن به تخريب اموال عمومي پرداختند.
اين گزارش ميافزايد: تعدادي از رهگذران كه شاهد تحركات اراذل بودند به مقابله با اراذل و اوباش پرداختند كه اين درگيري با حضور نيروي انتظامي و دستگيري تعدادي از اراذل تحت كنترل درآمده است.
نگاهي به نحوه برگزاري انتخابات در بوكان
ساعت ۲۰ در بوكان درب شعبات بر روي مردم بسته شد؟!
سايت فارس نيوز به نقل از محمدزاده مسئول ستاد انتخابات استانداري استان آذربايجان غربي اعلام كرد كه كمترين ميزان مشاركت در بين شهرهاي استان مربوط به بوكان بوده است.
اين مقام مسئول با اشاره به درصد آراي كانديداهاي انتخابات دهم عنوان داشته: ميرحسين موسوي با 95/49 درصد، محمود احمدينژاد 47/47 درصد، مهدي كروبي 64/1 درصد و محسن رضايي 92/0 درصد از كل آراي ماخوذه را به خود اختصاص دادهاند.
محمدزاده كل آراي صحيح آذربايجان غربي را يك ميليون و 314 هزار اعلام كرد و بيان داشت: اين در حالي است كه يك ميليون و 883 نفر واجد شرايط راي دادن در سطح اين استان بودند.
وي همچنين متذكر شد: چالدران با 83 درصد بالاترين ميزان مشاركت و بوكان با 43 درصد كمترين ميزان مشاركت را در انتخابات دهم رياست جمهوري داشتند.
اين ميزان مشاركت پايين را بايد مسئولين برگزاري انتخابات در بوكان پاسخگو باشند. آنها عليرغم تمديد ساعات اخذ رأي و حضور صدها نفر در محل شعبات اخذ رأي ،درب شعبات بر روي مردم كه براي ريختن آراي خود مراجعه كرده بودند، بستند و اين كار آنها با اعتراض شديد مردم همراه بود.
طبق قانون انتخابات كشور هيچ كس تحت هيچ شرايطي حق ندارد از حق اجتماعي و سياسي مردم و حق دادن رأي جلوگيري كند و به نظر مي رسد كه تحلفي اشكار صورت گرفته و انتظار اين است كه مسئولين استاني موضوع تخلف انتخاباتي بوكان (بستن درب شعبات اخذ رأي قبل ساعات اتمام اخذ رأي)را پيگيري و با متخلفين برابر مقررات برخورد شود.
بي شك اگر درب شعبات اخذ رأي به صورت غير قانوني بسته نمي شد، اكنون بوكان عبارت ناميمون كمترين مشاركت را با خود همراه نمي كرد و ميزان مشاركت مردم خيلي بيشتر از اينها ميشد.

فارسهكان له چاو نهتهوهكانی دیكه له ئێراندا كهمایهتین، واته ئهوان زۆربهی حهشیمهتی ئیران پیك ناهێنن، بۆیه ناتوانن بهشێوهی دێموكراتی لهو جێگه و پێگهیهدا بمێننهوه.. ئهمهو چهند پرس و بابهتێكی جودا تر ( حوسهین یهزدان پهنا ) جێگری سهرۆکئ پاك، له وهڵام به پرسیارهكانی رۆژنامهی پرووشهدا رون دهكاتهوه.
گفتوگۆی ئهرسهلان مهحمود
erselan_m@yahoo.co.uk
ئهرسهلان مهحمود: با لێرهوه برۆینه ناو گفتوگۆكهمان، یهكێك لهكێشه بنهڕهتیهكانی حزب بزوتنهوهی شۆرشگێرشانهی كورد به ئێستایشهوه ئهوهندهی پهرتبوونه هێنده پێكهاتنێكی یهكێتی حزبی و نهتهوهیی نیه، ئێوه خۆتان گه دهرگیری ئهو بارهن هۆكارهكان بۆچی دهگهرێننهوهو چۆن له چارهسهری دهروانن؟..
ادامه مطلب
نیمه شب گذشته مسعود حسین پناهی از فعالان سیاسی منطقه لیلاخ از توابع دهگلان که اخیراً با محکومیت 5 سال حبس تعلیقی و همینطور وثیقه آزاد شده بود توسط افراد ناشناسی به قتل رسید. پیکر وی توسط مردم محل یافت شد.
لازم به ذکر است وی از بستگان زندانی سیاسی انور حسین پناهی بوده و همچنین مهر ماه سال قبل در همین منطقه، اشرف حسین پناهی از فعالان سیاسی و برادر این زندانی طی یک سانحه مشکوک جان خود را از دست داد.
www.hra-iran.org
نامهای سرگشاده محمدصدیق کبودوند خطاب به کروبی و موسوی
محمدصدیق کبودوند رئیس RMMK در نامهای سرگشاده خطاب به مهدی کروبی و میرحسین موسوی دو نامزد اصلاحطلب ریاستجمهوری اسلامی در ایران، خواستار اعلام برنامه آن دو برای حل دمکراتیک مسئله حقوق ملیت کرد در ایران از جمله اعلام برنامه برای عفو عمومی در کردستان، آزادی زندانیان سیاسی کرد، دعوت از تبعیدشدگان اجباری برای بازگشت به کشور و دعوت از احزاب و سازمانهای اپوزیسیون کرد برای بازگشت و شروع به مذاکره جهت حل مسئله کرد در ایران، گردید.
درێژهی بابهت

طبق گزارشهای دریافتی بسیجیان زاهدان پس از حمله استشهادی دیشب به مغازه ها و خودروهای عبوری حمله ور شدند و شیشه های مغازه ها و خودروهای مردم زاهدان را شکستند و بسیاری از جوانان را با چوب و باتوم مجروح نمودند.
از سوئی دیگر گزارشها حاکیست که در نقاط مختلف شهر جوانان بلوچ با این نیروها درگیر شدند و در مقابل حملاتشان ایستادگی کرده و آنان را مجبور به فرار کردند.
جوانان بلوچ در یک نقطه شهر زاهدان به عده ای از بسیجیان که در حال شکستن شیشه های مغازه ها بودند حمله کردند و تعدادی از متجاوزین بسیجی را زخمی کردند.
اما نیروهای نظام و سپاه در زاهدان از بسیجیان کوردل حمایت کرده و حتی آنان را ترغیب به اغتشاش کردند از سوی مقامات سیاسی ترس دارند که این درگیریها افزایش یابد و شهر زاهدان از کنترل آنان خارج شود لذا از بسیجیان خواسته اند که به اغتشاشات پایان دهند.


زاهدان، مرکز بلوچستان، شب گذشته هفتم خردادماه سال هشتاد و هشت شاهد انجام نخستین عملیات انتحاری تاریخ خود بود، انفجار در مسجد علی بن ابی طالب واقع در خیابان امیرالمومنین رخ داد.
اوضاع زاهدان از روز شنبه این هفته توسط ماموران نظامی و انتظامی تحت نظر بود،حتی در بعضی روزها از هلی کوپتر برای نظارت بیشتر استفاده می شد، حضور گسترده نیروهای جمهوری اسلامی در نقاط مختلف شهر، و دایر نمودن ایست و بازرسی و توقف خودروهای بلوچها به بهانه حفظ امنیت شهر از اهم اقدامات نیروهای بسیجی و انتظامی برای آنچه که آن را حفظ امنیت مردم می نامند بود.
اما انفجار دیشب زاهدان در زمانی به وقوع پیوست که شهر، بشدت از سوی نظامیان غیربومی ساکن زاهدان تحت نظر بود وقوع چنین حرکاتی در بلوچستان آنهم در مرکز، نشان دهنده عدم توانایی نیروهای غیر بومی در برقراری آرامش در بلوچستان است.
رسانه های جمهوری اسلامی، این حادثه را کم اهمیت جلوه داده و کشته شدگان را تا این لحظه نوزده نفر و زخمی ها را هشتاد و یک نفر اعلام کرده اند از سویی شهر زاهدان کاملا به یک شهر نظامی مبدل شده است و نیروهای جمهوری اسلامی مشغول بازداشت خود سرانه افراد بلوچ،مخصوصا بلوچها هستند.
تصویر دوم از زاویه ای دیگر

و تصویر سوم حسینیه الزهرا
جاسم محەممەد، راوێژكاری حكومەتی كرواتیا لە عێراق بە(رووداو)ی راگەیاند بەپێی 11لێكۆلینەوەی مێژوویی و زمانەوانی دەركەوتووە كورد و كروات یەك نەتەوەن و كرواتەكان لەكوردستانەوە كۆچیان كردووە.
جاسم محەممەد، كە لەدایكێكی كورد و باوكێكی عەرەب لەدایكبووەو، ساڵی 1977چووەتە كرواتیا و بووەتە هاووڵاتی كرواتیا و ئێستا لەهەولێر بەرپرسی ماڵی بازرگانی كرواتییە، گوتی "زانیاریەك لە سەنتەری جینەكان لە سویسرا هەیە، كە لە نێو هەموو گەلانی جیهان دا، نزیكترین دوو نەتەوە لەرووی وەك یەكی جینەكانی لەشەوە، كورد و كرواتن. ئەوەش زانستە، نەك بابەتێكی ئەدەبی بێت یان داڕشتن بێت". گوتیشی "ئەو باوەڕی یەك رەگەزی و یەك بنەچەییەش تەنیا وەنەبێ لە ئاستیی میللی دا باسبكرێ، بەڵكو لە بەرزترین ئاستەكان دا باسدەكرێ . تەنانەت خودی بەڕێز ستیب میسیچ، سەرۆك كۆماری كرواتیا، ئەوەی بە هەموو ئەو شاندە كوردیانەی راگەیاندووە كە سەردانی كرواتیایان كردووە".
محەممەد جاسم دەڵێ كرواتیا وەك ئەندامی ناتۆ دەتوانێ سوود بە كوردستان بگەیێنێ بەهۆی پشتیوانیكردن لە هەڵوێستەكانی كوردستان لەلای وڵاتانی خاوەن بڕیار، كرواتیاش وەك دەوڵەتێكی بێ نەوت دەتوانێ سوود لە هەلەكانی وەبەرهێنان لە كوردستان وەربگرێ.
دهقی ئهو ههڤپهیڤینه له ژماره 57ی رووداو دا بخوێنهوه
ادامه مطلب
قالهمهڕه وهسێتیی كردووه له داوێنی كێوی بهردهزهردی بۆكان به خاكی بسپێرن
خۆرههڵات نیوز: شمشاڵژهنی ناوداری كورد قالهمهڕه كه رۆژی رابردوو به هۆی بارودۆخی خراپی جهستهیی گوازرابۆوه بۆ بهشی CCUی نهخۆشخانهی بۆكان، ئهمڕۆ وههۆش هاتۆتهوه.
به پێی دوایین ههواڵ كه له نهخۆشخانهی بۆكانهوه به خۆرههڵات نیوز گهیشتووه، قالهمهڕه سهرلهبهیانیی ئهمڕۆ وههۆش هاتۆتهوه بهڵام بههۆی ئهوهی ریخۆڵهی ئاوی هێناوه له بارودۆخێكی جهستهیی زۆر نالهبار دایه و پزیشكهكانی نهخۆشخانهی بۆكان رایانگهیاندووه هیچ هیوایهكیان به چارهسهریی ناوبراو نییه.
.....
ناوبراو لهم ساڵانهی رابردوو دا له زۆربهی ئهو كۆڕ و فستیڤالانهی له لایهن كوردانهوه له خۆرههڵاتی كوردستان یا له زانكۆكانی ئێران بهڕێوه دهچوو به تایبهت له كۆڕهیادهكانی ههڵهبجه و ئهنفال دا بهشداریی دهكرد و شمشاڵهكهی لهگهڵ پێشوازیی گهرم و گوڕی بهشدارانی ئهو كۆڕانه رووبهڕوو دهبۆوه.
قالهمهڕه ههروهها له چهندین فستیڤالی تایبهت بۆ مۆسیقای ناوچهكانی ئێران بهشداریی كردووه و له ههموویان خهڵاتی یهكهمی وهدهست هێناوه.
به پێی ههواڵی ههواڵنێری خۆرههڵات نیوز له بۆكانهوه، قالهمهڕه سێ رۆژ لهمهوبهر وهسێتیی كردووه له داوێنی كێوی بهردهزهردی بۆكان و له لای شاخهوانی ناوداری كورد "موقبیل هونهرپهژووه"ـهوه به خاكی بسپێرن و فیلمی ئهو وهسێتهش له ناو شاری بۆكان دا بڵاو كراوهتهوه. ههر بۆیهش بنهماڵهكهی دهخوازن به پێی وهسێتیی خۆی لهوێ بینێژن و بۆ ئهو مهبهستهش ئامادهكارییان كردووه.
( قاله مه ره) در بيمارستان
شهيد دكتر قلي پور بوکان بستري شد
هنرمند سرشناس ايراني قادر عبدالله زاده( مشهور به قاله مه ره) در وضعيت نامناسب جسماني قرار دارد و در حال حاضر در بيمارستان دکتر قلي پور شهر بوکان بستري شده است. قاله مه ره بر اثر( سکته مغزي) چندي قبل روانه بيمارستان شده و بينايي خود را از دست داده است.
دکتر محمد کريمي مسئول بخش جراحي مردان بيمارستان شهيد دکتر قلي پور بوکان ضمن تأييد اين خبر اعلام کرد که نامبرده دچار( سکته مغزي) شده و ابراز اميدواري کرد وضعيت جسماني ايشان هرچه زودتر روبه بهبودي رود.
هنرمند سرشناس کرد قادر عبدالله زاده مشهور به قاله مه ره اخيراً در بيمارستان شهيد قلي پور شهرستان بوکان بستري شده است. گفته مي شود علت بستري شدن وي( سکته ) مي باشد. خوشبختانه تا لحظه چاپ نشريه حال وي روي به بهبودي بوده است. قاله مه ره يکي از مشهورترين هنرمندان عرصه موسيقي ايران و جهان مي باشد.
اما شرح حال وي:
"اسم من قادر عبدالله زاده است. اهل روستاي "کوليجه"، از توابع شهرستان "بوکان" هستم. 94 سالي سن دارم. "شيخ محمد"، شيخ منطقه بُرهان لقب "قاله مهره" (قادر آرام) را به من داد. از 11 سالگي "شمشال" نواختم، و هرگز اين ساز فلزي زرد رنگ را از خودم دور نکردهام."
"شمشال" همان نيلبک فلزي است، که در سطح آن شش سوراخ وجود دارد و يکي از سازهاي اصيل و قديمي در منطقه "کردستان" است. شمشال، در شمار سازهاي بادي فلزي برنجي قرار ميگيرد و از لحاظ نوع صدا و وسعت در زمره سازهاي بَم با طنين خاص خود است. اين ساز از " مِسوار" که آلياژي زرد رنگ است و از آن براي ساخت سماورهاي قديمي زغالي استفاده ميشده، ساخته مي شود.
شيوه نوازندگي اين ساز هم کاملاً تحت تاثير وضعيت جغرافيايي منطقه "کردستان" است که طبيعتي کوهستاني و پستي- بلنديهاي بسيار دارد. نوع نوازندگي اين ساز کاملاً پرشور و هيجان با صداهاي قوي و ضعيف مکرر و تکرارهاي متوالي است.
"قاله مهره"، با قدي حدود 165 سانتي متر، دستهاي پينه بسته، موهاي سفيد، چهرهاي آرام و صبور دارد. چهره اي که کمتر از سنش نشان مي دهد. او سازش را که بيش از 130 تا 140 سال قدمت دارد از يک "سيد" خريده است. سازي که روزها آن را زير آستين لباس کرديش ميگذارد و شبها آن را زير بالشش.
او مي گويد: "عاشق شِمشال سيد شده بودم. چند بار رفتم پيشش و بهش پيشنهاد خريد شِمشالش را دادم ولي قبول نکرد. پس از مدتي مريض شد و مرد. من هم شِمشالش را از پسرش با يک راس گوسفند که آن زمان 5 قِران قيمت داشته معاوضه کردم."
پدر، پدربزرگ و برادران قاله مهره هم از نوازندگان برجسته و مشهور شِمشال بوده اند؛ ولي او ميگويد که هيچکس استاد او نبوده و ساز زدن را به او ياد نداده است. قاله مهره خدا را استاد خود مي داند. آهي مي کشد و درحالي که اشک در چشمانش جاري شده، مي گويد:"همه چيز از يک خواب شروع شد. فصل پاييز بود. بچه بودم، مهماني يکي از فاميل هايم دعوت شده بوديم. برادرم و دو نفر ديگر از بستگانم شِمشال مي زدند. مي خواستم شِمشال بزنم، ولي مثل آن ها نمي توانستم. آن ها هم مرا بيرون کردند و من هم گريه کنان به سمت يه خونه گِلي دويدم و تا اون جايي که تونستم گريه کردم و همون جا خوابم برد. يک نفر اومد تو خوابم و بهم گفت: "عبدالقادر، عبدالقادر، پاشو، از بس گريه کردي حوصله خدا رو هم سر بردي، برو و شِمشال بزن."
او ادامه ميدهد: "وقتي از خواب بيدار شدم، شروع کردم به نواختن شِمشال. ديگه قادر ديروز نبودم و کسي حريف من نبود."
خانه يک طبقه قاله مهره، در کوچهاي بُن بست و خاکي، در حاشيه شهر قرار دارد. او هر روز صبح از ساعت 9، با عصايي که در دست دارد به خيابان "کهنه"، شهر "بوکان"، که جنوبي ترين شهر استان "آذربايجان غربي" است مي رود و تا ظهر به گشت زني در خيابان هاي اطراف خانهاش ميپردازد و شِمشال مي زند.
عصرها نيز به قهوه خانههاي "ملا عباس"، "رهحمانه چوُر" و "حاجي محمد" که در ميدان کوچکي که در آن گندم و جو خريد و فروش مي کنند، مي رود و براي مردمي که اکثر آن ها بيشتر از 50 سال سن دارند ساز مي زند.
"محمد اَمين"، پيرمرد 67 ساله که در قهوه خانه نشسته، از طرفداران پر و پاقرص قاله مهره است. او در حالي که چاي مي خورد، مي گويد:"هم قاله مهره را دوست دارم و هم سازش را. آدم خيلي مهرباني است؛ هر نوع ترانهاي اَزش درخواست کني جواب رد نميدهد و آن را با مهرباني هر چه تمام تر مي زند."
شاگرد قهوهخانه "ملا عباس" هم ميگويد: "با اين که آدم ساکتيه ولي هنوز از شوخ طبعي نيفتاده. تو اين قهوه خونهها ساز مي زنه و مردم برايش پول جمع مي کنند. هر دفعه که مياد اين جا 5، 6 هزار تومان بهش کمک مي کنند. البته گاهي وقتها آدمهاي دست و دل بازي پيدا ميشن که 10 تا 20 هزار تومان براش جمع مي کنند."
قاله مهره دوران نوجواني و جواني چوپان بوده ولي بقيه عمرش را براي مردم کوچه و بازار شِمشال زده است و تنها راه کسب درآمدش هم ني زني است و از اين راه امرار معاش ميکند. او حتي روزهاي جمعه به غار "سهولان" که در فاصله 35 کيلومتري "بوکان" و در نزديکي "مهاباد" است ميرود تا ساز بزند و پول دربياورد.
او بعضي از روزهاي هفته هم براي ساز زدن و کسب درآمد سري به شهرهاي اطراف ميزند. مثلاً با طي کردن مسير 55 کيلومتري خود را به "مهاباد" ميرساند و يا مسيري 35 کيلومتري را طي ميکند تا به "سقز" برسد و در خيابان هاي اصلي ساز بزند و پول جمع ميکند.
قاله مهره در بسياري از مناطق کردنشين از شهرت بسيار برخوردار است و بسياري مثل خانم "علوي" ازاهالي "سقز" که 45 سال دارد " عاشق سازش" هستند و يا مثل "کاروان" 19 ساله نَفَس او را با اين سن و سال "معجزه" مي دانند.
"عابد" 30 ساله هم که صاحب استريو "ژينو" در "بوکان" است و 11 کليپ تصويري از او دارد معتقد است هيچ کس قدر قاله مهره را نمي داند. او ميگويد: "ما مرده پرستيم. بعد از مردنش براش سالگرد مرگ و کنگره يادبود برگزار ميکنند که فايدهاي ندارد."
البته در بين کردها کساني هم هستند مثل "صبا" 18 ساله و يا "مينا" 26 ساله از اهالي "کرمانشاه" که اسم قاله مهره به گوششان نخورده است و يا کساني هم هستند مثل زينب 40 ساله که ساکن "مهاباد" است و تصور ميکند قاله مهره مرده است. او با تعجب ميگويد: "خدا رحمتش کند، مگه نمرده؟"
سازي که پررو شده قاله مهره تنها همدم و دوست خود را "شمشالش" معرفي ميکند و به شوخي مي گويد: "هميشه با هم خوابيديم. از بچگي با هم بزرگ شديم. گاهي وقتها با هم صحبت مي کنيم و گپ مي زنيم. هر چي از دهنش در بياد مي گه. يه حرفهايي مي زنه که آدم تعجب مي کنه. خيلي هم پررو شده."
البته قاله مهره، 17 سال است که ازدواج کرده و حاصل ازدواجش دو پسر دوقلوي 16 ساله به نام هاي "احمد" و "محمد" است. پسرهايي که هر دو ترک تحصيل کرده و در بازار مشغول کار هستند. کار محمد تعمير دوچرخه است و احمد نيز در مغازه دکوراسيون وسايل منزل مشغول است. پسرهايي که هيچ کدام راه پدرشان را ادامه نداده اند.د محمد مي گويد: "نه من و نه برادرم هيچوقت دوست نداشتيم که شمشال ياد بگيريم." احمد هم به همين جمله بسنده مي کند و در حالي که با عجله به سر کار ميرود، مي گويد: "هر چقدر ساز بزنيم مثل پدرمون که استاد نميشيم."
قاله مهره، با آن که سواد خواندن و نوشتن ندارد ولي دريايي از موسيقي غني کردستان را در سينهاش حفظ کرده است. او، بيشتر آهنگ هاي ترانههايش را خودش درست مي کند. داستان هاي عاشقانه و منظومه هاي حماسي کردستان خمير مايه آهنگ هاي او هستند. او مي گويد که بيش از 170 "مقام" را حفظ کردهام. گرچه تعداد بيشتري را مي دانستم ولي الان نمي توانم بزنم.
مقام يا ترانه، از انواع شيوههاي موسيقي کردي است. مهم ترين ويژگي اين آواز کردي، توجه به سوز درون، شکايت و زاري است و با موسيقي مقامي عرب، ايراني و ترک (خاورميانه) تفاوت زيادي دارد.
قاله مهره در بين ترانه هايي که ميزند خود ترانه "کانبي خواز" را خيلي دوست دارد. کانبي خواز، اسم مردي به نام "کانبي فَقِه وَيسه" بوده که در يک نبرد رويارو با "احمد خان نامي" ، از ارباب هاي "مراغه" هر دو به دست يکديگر کشته مي شوند. گفته مي شود که اين بيت را زني به نام "خواز" که خواهر کانبي بوده، سروده است. موزه اربيل آوازه و شهرت زياد قاله مهره باعث شده هر از چند گاهي به مناسبت هاي گوناگون و براي اجراي برنامههاي مختلف از جمله يادواره بمباران شيميايي "سردشت" و "حلبچه"، يادبود قرباينان "اَنفال" (کشتار بيش از 150 هزار کرد به دست رژيم بعث در کردستان عراق)، بزرگداشت هفته معلم، اجراي سازهاي محلي در کردستان ايران و عراق به مراسم هاي مختلف دعوت شود و سفرهايي را به نقاط مختلف ايران داشته باشد.
سفرهايي که لوح هاي تقدير زيادي هم برايش به همراه داشته است. لوح هايي که با 8 تا از آن ها که حاشيه هاي فلزي و چوبي دارند ديوار اتاق خوابش را تزئين کرده است.
قاله مهره حتي چهار سال پيش، به گفته خود به دعوت "جلال طالباني" رئيس جمهور کنوني عراق، 20 روز به کردستان عراق رفته بود تا در آن جا ساز بزند. او يک بار هم براي اجراي برنامهاي به مناسبت يادبود سالمرگ "حسن زيرک"، خواننده مشهور بوکاني، از طرف کردهاي ايراني به کشور "آلمان" دعوت شده بود که به گفته خود، دولت وقت ايران اجازه خروج از کشور را به او نداد و در غياب او، جايزه بهترين نوازنده ساز سنتي را به او هديه دادند.
او با اشاره به تابلوهاي روي ديوار خانهاش از جمله تابلويي که امضاي رئيس "دانشگاه ايلام" زير آن است و به مناسبت اولين يادمان بمباران شيميايي "حلبچه" در سال 79 به او داده شده و يا کسب عنوان برتر در اجراي سازهاي محلي در جشنواره هاي مختلف از جمله "صدا و سيماي مهاباد" و جايزه ويژه "اَنفال" در "سليمانيه" عراق، ميگويد: "تمام اجراهاي من موفقيت آميز بوده و هميشه اول شدم. الان هم با اين که پير هستم، دندان هايم افتاده است و توانايي سابق را ندارم، ولي دست از نوازندگي برنداشتم."
او که مرتب مي گويد توانايي گذشته را ندارد با هيجان خاصي خاطرهاي را از سال هاي دورش که قرآن را با سازش ميزده و با خيلي از ملاها سر همين مساله در افتاده تعريف ميکند.
"جلسهاي با حضور 44 ملّاي تازه کار که اجازه ملا بودن رو از "ملا کريم شهريکندي"، "ملا جلال شفيعي"، "ملا سيد وهاب حاجي گهره"، "ملا کريم حاجي رهخايه"، "ملا محمد ههبهکي" و "ملا احمد"، ميگرفتن برگزار ميشد و در آن قرآن و مولود نامه ميخوندن، من هم کلمه به کلمهي قرآن رو بدون اشتباه با شِمشالم مينواختم."
او ادامه ميدهد: "خدا، ملّا جلال شفيعي را بيامرزد؛ او هميشه از من تعريف ميکرد و ميگفت "سبحان الله، عجب توانايي داري. تعجب ميکنم که چطور بدون راهنمايي هيچ استادي، کلمات قرآن را با شِمشالت مينوازي." لحن صدايش آرامتر ميشود و ميگويد: "من اينطور بودم. الانم توانايي گذشته را ندارم و بي طاقت هستم؛ از خدا مي خوام که ذليل و بيمار نشم تا هميشه بتوانم شمشال بزنم."
قاله مهره، وصيت کرده است که بعد از مرگش شِمشالش را که بيش از 80 سال است با او زندگي کرده، به موزه شهر "هولير" در کردستان عراق هديه دهند.
بيماري سِل و خيابان کهنه قاله مهره در خيابان "کهنه" بوکان کنار دو دستفروش نشسته و ساز ميزند. صداي سازش در هياهوي بازار شلوغ خيابان "کهنه"، کمتر به گوش ميرسد. نگاه هاي مردم هم زودگذر و آني است و کسي به صداي سازش گوش نمي دهد. مردم به نشانه کمک و همدردي پولي به او مي دهند و زود رد مي شوند.
او مي گويد: "فقط زماني که عاشق بودم و حال و هواي جواني در سر داشتم در خلوت، حرف هاي عاشقانهاي که در دل داشتم را با شِمشالم بيان مي کردم و فقط براي خودم شِمشال ميزدم؛ وگرنه هميشه براي مردم شِمشال نواخته ام."
قاله مهره حدود 2 هزار تومان پولي را که به قول خودش از راه حلال بدست آورده جمع مي کند. سيگار وينستونش را روشن ميکند و حرف هايش را ادامه مي دهد: "يک روز مريض شدم و در بيمارستان شهرستان مراغه در 200 کيلومتري بوکان بستري شدم. دکتر بهم گفت که بيماري "سِل" داري و ديگه نبايد ساز بزني؛ من هم حرف دکتر رو گوش ندادم و از اون موقع هيچ وقت سازم رو از خودم دور نکردم."
او معتقد است که با مرگش صداي شِمشال نيز با او دفن مي شود و مي ميرد.
"عزيز شاهرخ"، خواننده مشهور کردستان، که يکبار قاله مهره را به خانهاش دعوت کرده و برنامهاي دو نفره را اجرا کردهاند، حرف قاله مهره را قبول دارد. او مي گويد: "تکنوازيش عالي است. کسي مثل او نمي تواند شمشال بنوازد و در کار خود استادي تمام عيار است."
شاهرخ، ترانهاي که با قاله مهره اجرا کرده است را لابلاي صدها نواري که در استريو خودش (استريو شاهرخ) دارد، پيدا ميکند و آن را پخش ميکند. او قاله مهره را آدم رنج ديدهاي مي داند که در زندگي با کمبودهاي زيادي مواجه بوده است.
"سالار ماملي" هم که از دف نوازان مشهور مهاباد است درباره قاله مهره ميگويد: "هيچ سازمان هنري نيست که از اين آدم حمايت کند. مردم عادي هم ارزش بالاي اين ساز رو درک نمي کنند."
او که بيسوادي قاله مهره را هم بيتاثير نمي داند، مي گويد: "اگر سواد داشت حداقل خودش مي توانست کتابي در مورد شمشال بنويسد و آن را جاودانه کند تا از بين نرود." قاله مهره در حالي که سازش را در پارچهاي گلدار تيره مي پيچاند و آن را زير بغلش مي گذارد، از کنار دستفروش هايي رد ميشود که عکس او را به قيمت 500 تومان مي فروشند. او مي گويد: "اين جا رو ترک مي کنم و مي رم يه جاي ديگه ساز بزنم تا حرف هايي که در دل دارم رو براي مردمم بزنم."
|
به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران 11 May 2009 مردم کرد که به عنوان اولین پدید آورندگان مدنیت در تاریخ منطقه،با تشکیل اولین اتحادیه های قبیله ای- قومی و ایجاد سازمان های مدنی - قانونگذاری و حکومتی ، نخستین حکومت های قانونی مبتنی برمشارکت جمعی و سامانه فدرالیزم را در زاگرس و بخش های عظیمی از میزوپوتامیا بنا نهادند، از عهد باستان تا به امروز با اقوام و ملل ساکن در فلات ایران هم زیست و متحد در برابر تجاوزات متجاوزان هم سرنوشت بوده اند. این مردم که سرزمین های محل سکونتشان همواره مورد تجاوز و تهاجم بوده و یا بارها توسط قدرت های متجاوز تسخیر گردیده است، به رغم این تسخیر و تسلط های مکرر موجودیت و هویت خود را حفظ کرده و با تغییر و تعویض ، ظهور و سقوط و یا زوال و فروپاشی قدرت ها و حکومت های چیره گر، وحدت، موجودیت و انسجام ملی- قومی و هویتی خود را از دست نداده است. عالیجناب همانگونه که آگاهید مردم کرد چه در هزاران سال پیش و چه در سده گذشته و چه در دهه های اخیر از حق حیات و موجودیت خود دفاع کرده، برای وحدت ملی- قومی خویش مبارزه کرده و امروز نیز برای صیانت از هویت فرهنگی و زبانی خویش تلاش می کنند. این مردم با زنان و مردانش در پاسداری از ارزشهای ملی، فرهنگی، زبانی، مذهبی، انسانی و تاریخی قوم خویش و جامعه ای که بدان تعلق دارند متحمل رنج ها، آزارها، آوارگی ها، آسیب ها و صدمات فراوانی گردیده اند. عالیجناب همانگونه که مطلعید، سرزمین به هم پیوسته مردم کرد در چند سده گذشته بر مبنای منافع استعمارگران تقسیم شد و امروز تنها یک چهارم از جمعیت 35 میلیون نفری و سرزمین چهارصد هزار کیلومتری محل سکونت شان در چارچوب مرزهای ایران باقی مانده است. مردم کردستان ایران که امروز در استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان غربی و بخش هایی از استان های همدان و لرستان در غرب کشور، استان خراسان شمالی و بخش هایی از شمال خراسان رضوی در شرق ایران زندگی می کنند نه تنها از حقوق ملی، فرهنگی و زبانی خود محرومند و از هیچگونه حقوق سیاسی و حمایت رسمی، حقوقی و قانونی برخوردار نمی باشند، بلکه به عنوان مردمی به حاشیه رانده شده از حق مشارکت در اداره امور سیاسی، تصمیم گیری، اجرایی، قانونگذاری و اداری و قضایی کنار گذاشته شده اند. این مردم که به نسبت جمعیت شان از قدرت و ثروت و منابع و بودجه و امکانات بهره مند نیستند و با عدم امکان برخورداری عادلانه از حق رشد و توسعه و پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستی عقب نگه داشته شده اند، با انواع ستم ها و تبعیض های حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز مواجه می باشند. عالیجناب انکار واقعیت وجودی موجودیت و هویت ملی و فرهنگی و تاریخی مردم کرد به عنوان یک ملیت و نفی و پایمالی حقوق سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی برگرفته از وجدان حقوقی بشر این جامعه که از حقوق اساسی جوامع انسانی است، صدمات روحی و روانی و فیزیکی فراوانی به آحاد مردم کرد وارد آورده و این ملت را به رنج دیده ترین مردم منطقه تبدیل نموده است. عالیجناب آزاد ساختن مردم کرد از رنج و تبعیض و ستم و رسمیت بخشیدن به موجودیت و هویت ملی- قومی و فرهنگی و زبانی این مردم و فراهم آوردن امکان برخورداری از حق تعیین سرنوشت که از حقوق سیاسی و اساسی آنها و به عنوان حقوقی جداناپذیر از حقوق بشر از وظایف دولت است و دولتی را بعنوان دولت طرف میثاق های بین المللی حقوق بشر، حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که بر حق تعیین سرنوشت و حق خودمختاری خلق ها و ملت ها تاکید دارند، مکلف گردیده به اینکه تحقق خودمختاری اقوام و ملل را تسهیل و احترام به این حق را طبق منشور ملل متحد رعایت کند. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از جنابعالی به عنوان عالی ترین مرجع و مقام جمهوری اسلامی ایران که هم اینک در آستانه عزیمت به استان کردستان هستید، درخواست می نماید تا با توجه به مراتب فوق و با عنایت به مسئولیت های قانونی، اخلاقی و وجدان حقوقی و انسانی جنابعالی و توجه به خواسته های ذیل تمهیداتی اساسی برای پایان بخشی به رنج و آلام و بی حقوقی مردم کردستان اندیشیده شود: 1. به سیاست «در حاشیه قرار دادن اجباری مردم کرد» و رفتارهای تبعیض آمیز حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی علیه این مردم پایان داده شود. 2. با اعلام عفو عمومی در کردستان و آزاد نمودن زندانیان سیاسی وجدانی و دعوت از افراد و گروه های مخالف کرد برای بازگشت به موطن خود، صلح و آشتی و آرامش در مناطق کردنشین برقرار گردد. 3. به موجودیت و هویت ملی- قومی و فرهنگی و زبانی ملیت کرد در ایران رسمیت قانونی داده شده و اداره امور محلی و منطقه ای شامل امورسیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منطقه به مردم کرد واگذار شود. 4. برای جبران توسعه نیافتگی اقتصادی، عمرانی ،صنعتی و عقب ماندگی مناطق کردنشین تمهیدات ضرور در نظرگرفته شده و سهم مشارکت مردم کرد نیز نسبت به جمعیت شان در اداره امور کشور و دولت مرکزی تضمین و تامین گردد. تهران: 21 اردیبهشت 1388/ 11 مه 2009 سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان |

سايت استانداري آذربايجان غربي:در این مسابقات که با حضور 5 تیم میاندوآب، ارومیه، بوکان، خوی و نقده و در رده سنی بزرگسالان در مسیر جاده سرچم میاندوآب برگزار شد، تیم بوکان به مقام قهرمانی رسید و تیم های ارومیه، خوی، میاندوآب و نقده بترتیب حائز عناوین دوم تا پنجم شدند.
در نتایج انفرادی نیز در 50 کیلومتر استقامت جاده، صلاح الدین ایوبی از بوکان به مقام اول رسید و امین میرزاسلطانی از ارومیه و آزاد سهرابی از بوکان بترتیب مقامهای دوم و سوم را کسب کردند. س13/2/1388

| خبرگزاری مهر: بافت فرش 350 متر مربعی تالار مجلس کشور فرانسه توسط هنرمندان شهرستان بوکان به پایان رسید. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در بوکان، این فرش که عصر یکشنبه با حضور استاندار و جمعی از مسئولان استانی در شهرستان بوکان رونمایی شد به سفارش کشور فرانسه برای تالار مجلس این کشور در مدت 19 ماه توسط 42 هنرمند فرشباف بوکانی با 170 هزار نفر ساعت کار بافته شده است. طرح این فرش "ماهی سراسری" در 20 رنگ و ابعاد آن 10 در 35 متربافته شده که ارزش ریالی آن 262 هزار دلار برآورد شده است. استاندار آذربایجان غربی در آیین رونمایی از این فرش توجه ویژه به توسعه صنعت فرش در استان را مورد اشاره قرار داد و گفت: دولت به دلیل ارتباط مستقیم برخی صنایع با زندگی و کسب وکار مردم از جمله فرشبافی توجه ویژه ای به توسعه آنها دارد و در این زمینه تاکنون تسهیلات زیادی در اختیار کارگاه های فرشبافی قرار داده شده است. رحیم قربانی در ادامه شناسنامه دار کردن فرشهای دستباف تولیدی استان، ایجاد فضای رقابتی برای صنعت فرش استان، افزایش کیفیت فرشهای تولیدی، استفاده از بازارهای کشورهای همسایه به دلیل هم مرز بودن با سه کشور خارجی و استفاده از موقعیت استان به عنوان دروازه ورود به بازارهای اروپایی را از جمله راهکارهای ماندگاری فرش استان عنوان کرد. قربانی با بیان اینکه تولید فرش دارای ارزش اقتصادی و فرهنگی زیادی است اظهار داشت: باید با اختصاص تسهیلات ویژه از این صنعت و هنر در سطح بازارهای داخلی و خارجی حمایت شود. دكتر قسيم عثمانی، نماینده مردم بوکان در مجلس نیز در این آیین خواستار توجه ویژه مسئولان استان به صنعت فرش استان شد و بیان داشت: طرح بیمه فرشبافان استان به زودی در سطح استان اجرایی می شود که با اجرایی شدن آن شاهد تحول خوبی در این بخش خواهیم بود. |
طبق خبرهای رسیده از شهر سنه در شرق کردستان، فضای شهر سنه از روز گذشته، با تشدید تدابیر امنیتی به صورت وحشتناکی به حالت امنیتی در آمده است. فضای امنیتی که از دو هفته پیش بر مردم سنه تحمیل شده بود، از روز یکشنبه به شدت افزایش یافته است.
مراکز و محلهایی که قرار است خامنه ای حضور داشته باشد از جمله استانداری، مرکز بزرگ اسلامی، سالن ورزشی آزادی و ورزشگاه ملک نیا هم اکنون کاملا نرده کشی شده و در اختیار تیمهای حفاظتی دفتر خامنه ای است و مردم عادی و حتی کارکنان این مراکز اجازه ورود ندارند و به همین خاطر به مرخصی اجباری اعزام شده اند.
پست بازرسی های شبانه و استقرار پاسداران و بسیجیان در سطح شهر و بخصوص درون محلات افزايش محسوسي داشته است، بگونه ای که می توان ادعا کرد در هر فاصله 100 متر یک پست بازرسی ایجاد شده است.
نیروهای سپاه پاسداران، بیش از 300 دستگاه خودرو دولتی متعلق به ادارات را از هفته گذشته توقیف کرده و در اختیار تیم حفاظتی خامنه ای قرار داده اند. به همین دلیل روند عادی فعالیت دستگاههای دولتی عملا تعطیل شده است.
طرح توقیف موتورسیکلتها نیز از روز شنبه در سطح شهر سنه به اجرا در آمده است. در همین حال ماموران انتظامی با نوعی دروبینهای خاص و به ظاهر شبیه دروبین های کنترل سرعت خودروها، در خیابانها مستقر شده و از خودروهای و سرنشینان آنها فیلمبرداری می کنند. طی روز یکشنبه بیش از چهار مورد از این دوربین ها توسط ماموران راهنمایی و رانندگی در خیابانهای اصلی شهر از جمله شش بهمن، فردوسی، صفری، چهار راه وکیل و خیابان شاهپور مستقر شده و از خودروها و سرنشینان آنها فیلم و عکس تهیه می کنند.
در همین حال طبق خبرهای رسیده شمار زیادی از جوانان در شهر سنه بازداشت شده اند. منابع محلی اظهار می دارند تاکنون 40 تن در شهر سنه بازداشت شده و به زندان منتقل شده اند. از سوی دیگر 5 جوان دیگر نیز در روستای نگل بازداشت شده اند که دانشجوی دانشگاه های ارومیه و سنه می باشند. این افراد به محل نامشخصی منتقل شده وهیچ اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نیست.









ت
تلوزیوینها و احزاب کوردی با خبرهای مختصر این رویداد را پوشش داده یا نداداند . اما مهمتر از همه اینکه ما در کوردستان تعداد زیادی جاش و نیروهای به نام بسیجی داریم که واقعا جای تاسف و تامل است .
تا این حد ما نیروهای داریم که در مقابل ملت خود صف کشیداند . واقعیت انست که فقر و ندانم کاری و سیاستهای دولت ایران در کوردستان جواب صد درصد داده و کوردستان در قبضه کسانی است که ارد و روغن برنج و حقوق مفت به طرفدارنی می دهند که تنها شکل انسان دارند نه تفکر انسانی و ملی .
کوردستان ما کوردستانی است که مثل پیراهن خونین یوسف این رو ان رو می شود . نمی دانیم ما بازیچه دست ازمایشگرانی شدایم که همه چیز ما را در کنترل دارند . هزران چرای ما مردم کورد در داخل با با بی اعتنای رهبرانی روبرو می شوند که در کمپها ارمیده و لم داداند تا بادی بیاید و بوی عنبری اورد .
انتظار تا حدی اما روزی فرا می رسد این اتشفشان کوردانه در دامنه کوهها سر به فلک بکشد و انانی را که این روزها را افریداند خواهد سوزانید . انانی که در مریوان و سنند ج و کرمانشاه و جاهای دیگر سر بر خواهند اورد همین سربازان گم نام کورد ستان هستند که حماسه می افرینند و رویا سمکو و قاضی و قاسملو هزران شهید این سر زمین را به واقعیت پیوند می دهند
زنده باد رهروان ازادی
مرگ بر خایین وطن فروش
با تصمیم شورای اسلامی شهر تکاب قرار است به زودی در شهر تکاب تندیسی از مولوی کرد و استاد شهریار در شهرستان تکاب نصب شود. اما در این میان مخالفتهای با نصب تندیس مولوی کرد در این شهر صورت است.
مطلب آینا نیوز در این خصوص را بخوانید و خودتان در خصوص مردم تکاب و محتوای مطالب این سایت قضاوت کنید.

به گزارش خبرنگار مهر، مهندس موسوی در اولین کنفرانس مطبوعاتی استانی خود در جمع خبرنگاران که با حضور بیش از 200 نفر از خبرنگاران و تعدادی از نخبگان استان ایلام برگزار شد به سئوالات مختلف پاسخ داد.
در ابتدای این نشست جمعی از اهالی مطبوعات استان ایلام بیانیه ای را در حمایت از کاندیداتوری میر حسین موسوی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری قرائت کردند.
درادامه موسوی پیش از پاسخ به سئوالات خبرنگاران درسخنانی اظهار داشت: خوشحالم که در اولین سفر به ایلام آمدم چون خاطرات خوبی از این استان دارم.
وی افزود: استان ایلام، استانی تاریخی و بسیار مهم است و تمدن بسیاری در این استان پایه گذاری شده است. مردم استان ایلام چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب فداکاری های بی نظیری به خصوص در 8 سال جنگ تحمیلی داشتند.
موسوی با بیان اینکه ایلامی ها همواره خواستار ارزش های والای کشور و حفظ تمامیت ارضی بوده اند گفت: جا دارد از غیور مردان و شیرزنان این خطه به دلیل ایستادگی هایشان در ایام 8 سال دفاع مقدس تقدیر کنم.
در ادامه این نشست، موسوی در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره برنامه اش برای محرومیت زدایی و فراهم ساختن زیر ساخت های این استان، گفت: بنده در حال حاضر در موقعیتی نیستم که بخواهم وعده ای بدهم که بعدا نتوانم آن را انجام دهم. اما در زمان جنگ چند کار مهم را با وجود کمبود امکانات دنبال کردم که دولت آینده اگر آن را دنبال کند رشد مناسبی را از حیث امکانات و زیر ساخت ها در استان ایلام شاهد خواهیم بود.
وی با بیان اینکه مشکل اساسی ایلام دور بودن از مرکز و در بن بست قرار گرفتن از بازار ملی است، افزود: هر دولتی که بتواند این قضیه را مرتفع کند و درباره قرار گرفتن استان ایلام در مرز عراق و ایجاد روابط بیشتر تجاری کارهایی انجام دهد مسلما این محرومیت ها و کمبود زیر ساخت ها در استان ایلام پایان خواهد یافت.
موسوی با اشاره به کارهای صورت گرفته در زمان نخست وزیری اش در استان ایلام تصریح کرد: یکی ازکارهایی که در دوران بنده صورت گرفت آغاز به کار ساخت تونل آزادی به منظور تسهیل رفت و آمد به این استان بود. همچنین پذیرفتن چند تن از دانش آموزان برگزیده استان ایلام هر ساله در دانشگاه ها از کارهایی بود که به منظور رفع مشکل کمبود نیروی انسانی در زمان بنده انجام شد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به نیاز بوجود آمدن یک بازارچه مرزی در ایلام به منظور رونق بخشی اقتصادی و رفت و آمد به عتبات عالیات از این طریق، خاطر نشان کرد: در این صورت با ایجاد ضرورت ملی می توان کارهای توسعه ای استان ایلام را با توجه به توانایی های آن دنبال کرد.
وی همچنین در پاسخ به سئوال خبرنگاری که درباره برقراری رابطه با آمریکا در صورت انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور آینده ایران پرسید، گفت: تعارض ما با آمریکا آشکار است ولی اینکه رابطه ایران و آمریکا تابویی است که نمی توان وارد آن شد نادرست است.
میر حسین موسوی افزود: اگر زمینه برای گفتگو به صورت عادلانه و مساوی و با عقب نشینی آمریکا از مواضع قبلی اش فراهم شود مشکلی برای برقراری رابطه با آمریکا نیست.
وی ادامه داد: آنچه باعث شده سیاسیون در ارتباط برقراری رابطه با آمریکا صحبت نکنند عهد شکنی هایی بوده که از سوی آمریکایی ها در برابر کشورمان صورت گرفته است.
موسوی تاکید کرد که ادبیاتی که رئیس جمهور جدید آمریکا درباره ایران به کار برده نسبت به گذشته نرم تر است و فکر می کنم همه به دنبال آن هستند تا واکنش های عملی از سوی آمریکا در قبال رابطه با ایران صورت گیرد تا پشت این پرده خدعه ای نباشد.
وی همچنین در رابطه با مسئله زنان، بحث قومیت ها، پست نخست وزیری، رابطه خود با خاتمی، ارتباط با احزابی همچون کارگزاران، مشارکت ومجاهدین و برخی دیگر ازمسائل مهم کشور سخنانی را ایراد کرد که متعاقبا ارسال خواهد شد.
هم اکنون میر حسین موسوی در جمع دانشجویان دانشگاه ایلام در حال سخنرانی است.
چهارشنبه اخر سال در بوکان با مانور نیروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی که اسلحه در دست و سوار بر ماتور در خیابانهای اطی مانور می داداند شروع شد.
جوانان با پرتاپ انواع ترقه و مواد اتشبازی جشن را شروع کرداند نیروهای رژیم در تمام شهر بوکان اماده هر گونه در گیری و تظاهراتی بوداند
بیشتر اتش روشن کردنها در داخل کوچه ها بود و صدای ترقه شهر را با و جود سر مای زیاد به وجود اورده بود و موزیک ترقه و فریاد شادی با رقص اتش همنوا شد تا سالی نو را اغاز کند اما انچه جای افسوس بود تفکر انسانهای بود که به نام نیروهای انتظامی در حال پاسداری از رژیمی بوداند که همه چیز را از ملت گرفته . سال نو مبارک
ادامه مطلب








